اصل چهارم: از سیاسی کاری، پرهیز کنید. سیاسی کاری یعنی تغییر چهره دادن یا انجام دادن کاری که به واسطه آن بتوان از فردی که قدرت را در دست دارد، حداکثر بهره را برد، اگر ذاتاْ یک فرد سیاسی کار نیستید، به شما توصیه میشود هوشیار بودن را تمرین کنید، یعنی: ۱- از سخن چینی (غیبت کردن)، بپرهیزد. ۲- از بحثهای بیهوده دوری کنید. ۳- از آنچه درست است دفاع کنید، نه از آنچه که جنبه عوام فریبی دارد. ۴- به تمام جوانب یک کار یا موضوع توجه کنید. ۵- فقط از منابع خود دفاع نکنید و ۶- فکر و سخن خود را یکی کنید.

اصل پنجم: دایره آشنایی خود را گسترش دهید. اگر میخواهید دامنه نفوذتان گسترش پیدا کند، لازم است گستره یا دامنه آشنایی ها خود را وسعت ببخشید. برای این منظور باید فراسوی ۱- دایره محدود ذهنی، ۲- مهارتها و تخصص، ۳- نقاط قوت، ۴- پیشداوری و تعصبهای شخصی و همچنین و ۵- روال عادی خود را توسعه دهید.

اصل ششم: اجازه دهید بهترین عقیده، نظر یا فکر، برنده شود. چون افراد برای اندیشه های خود سرمایه گذاری فکری، جسمی، مادی و هیجانی میکنند، بنابراین از آن دفاع می نمایند. عقاید و اندیشه ها به شرطی می توانند حیات بخش سازمان باشند که بهترین باشند. بهترین فکر می تواند به شما تعلق نداشته باشد. بر این اساس، رهبران ۳۶۰ درجه ای: ۱- به همه نظرات و دیدگاهها، توجه میکنند. ۲- یک عقیده یا نظر به تنهایی آنان را قانع نمی کند. ۳- برای یافتن عقاید و نظرات مفید، به امور غیرمعمول نیز توجه نشان میدهند (چون میدانند که ممکن برایشان مفید باشد). ۴- به این نکته توجه ندارد فکر یا عقیده درست را چه کسی بیان کرده است، عقیده درست را می پذیرند. ۵- از افراد خلاق و نوآوری های آنان حمایت میکنند و ۶- هرگونه مخالفت دیگران را اصطلاحاْ، به خود نمی گیرند.

اصل هفتم: وانمود نکنید که فردی کامل هستید. اگر یک فرد تا آن میزان صبر کند که کاری را انجام دهد که هیچ شخصی نتواند از آن ایراد بگیرد، هیچ کاری انجام نخواهد شد. برای اینکه در یک محیط رقابتی، واقع بین باشیم باید: ۱- اشتباهات خود را بپذیریم. ۲- خواهان نصیحت باشیم. ۳- در مورد آنچه دیگران فکر میکنند، نگران نباشیم و ۴- در یادگیری از دیگران، سعه صدر داشته باشیم و غرور و تعصب نامعقول را کنار بگذاریم.

منبع:  روانشناسی مدیریت دکتر محمود ساعتچی ۱۳۸۷